حرف های ناگفته

متن مرتبط با «جانا» در سایت حرف های ناگفته نوشته شده است

جانا

  • نیلوبلاگ

    xa0 يا رب سببي ساز که يارم به سلامتبازآيد و برهاندم از بند ملامت خاک ره آن يار سفرکرده بياريد تا چشم جهان بين کنمش جاي اقامت فرياد که از شش جهتم راه ببستند آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت امروز که در دست توام مرحمتي کن فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت اي آن که به تقرير و بيان دم زني از عشق ما با تو نداريم سخن خير و سلامت درويش مکن ناله ز شمشير احبا کاين طايفه از کشته ستانند غرامت در خرقه زن آتش که خم ابروي ساقي بر مي شکند گوشه محراب امامت حاشا که من از جور و جفاي تو بنالم بيداد لطيفان همه ل...

    ادامه مطلب